مرتضى مطهرى

180

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين مطلب از شيخ اشراق هم نيست . حرف خوبى هم هست ، يعنى از يك نظر ديگر حرف خوبى است ؛ يعنى گر چه حرف شيخ اشراق در موردى كه آورده است درست نيست ولى حرفش در جاى خود درست در آمده است كه بعد هم از حرفش استفاده كرده‌اند و در همين منظومه هم به آن مىرسيم . آن حرف خوب اين است كه قبل از شيخ اشراق سه جور تمايز را بيشتر فرض نمىكردند ، شيخ اشراق آمد و به قسم چهارمى از تمايز نيز قائل شد . آن سه قسم عبارت است از : تمايز به تمام ذات ، يعنى اينكه دو شىء هيچ وجه مشترك نداشته باشند ، متباين مطلق باشند ، مانند اينكه مقولات را همين طور مىدانند ؛ مىگوييم كم در ذات خود با كيف هيچ وجه مشترك ندارد ، پس اينها به تمام ذات متباين‌اند . قسم ديگر ، تمايز به جزء ذات است . يعنى دو شىء در جزئى از ذات با يكديگر مشتركند و در جزئى ديگر از ذات از يكديگر متمايزند مانند ماهياتى كه در جنس با يكديگر شريكند و در فصل ، مختلف . قسم سوم تمايزى است كه دو شىء در تمام ذات با يكديگر شريكند و تمايزشان به عوارض و مشخّصات فردى است مانند تمايز چند فرد از نوع واحد كه در ماهيت نوعيه با يكديگر شريكند و اختلافشان در عوارض و مشخصات است ( مثل دو فرد انسان ) . قبل از شيخ اشراق بيش از اين سه قسم ، تمايز ديگرى نمىگفته‌اند . شيخ اشراق آمد و گفت نه ، يك قسم چهارمى هم داريم ، ولى قسم چهارم را هم برد در باب ماهيات ، گفت ممكن است دو شىء به تمام ذات يعنى در تمام ماهيت با يكديگر شريك باشند و اختلافشان به نقص و كمال و به شدت و ضعف باشد يعنى مثلا ممكن است ما دو انسان داشته باشيم كه ما به الاشتراك‌شان انسانيت باشد و ما به الاختلاف‌شان هم همان انسانيت باشد ؛ يعنى اين ، انسان باشد و در انسانيت تمامتر و آن هم انسان باشد و در همان انسانيت ناقصتر ، يعنى مابه‌الاشتراك عين

--> استاد : خير ، ابدا چنين چيزى نيست . براى او نور يك ماهيت خاص است . براى او نور ماهيتى از ماهيات است كه همهء ماهيات ديگر را در برمىگيرد . - يعنى اين مفهومى را كه ما از نور حسى داريم اصلش را گرفته و تعميم داده و در يك سطح بالاترى قرار داده است ؟ استاد : بله ، همين جور است ، تعميم داده است ، ولى تصورش از نور آن نوع تصورى است كه ما از ماهيتى از ماهيات داريم كه وجود امرى است اعتبارى كه عارض او مىشود .